ملا شيخعلى گيلانى

مقدمه 13

تاريخ مازندران ( فارسى )

خود ملا شيخعلى نيز سرى ميان سرها داشته و با بزرگان نشست و برخاست مىكرده است . الوند سلطان - برادر فرهاد خان قرامانلو - هيچگاه او را از خود جدا نمىكرده « 1 » و با سيد مظفر مرتضى - از سادات مرتضوى - كه چند بلوك مازندران را مالك بوده ، سروسرى داشته است « 2 » . بنابراين بعيد نيست كه گذشته از تاريخ‌پردازى ، تاريخ‌سازى نيز كرده باشد . ارزش كتاب تاريخ مازندران نثر تاريخ مازندران ساده و بىپيرايه است و براى پسر خواجه محمد على اشرفى مازندرانى كه « مستجمع انواع كمالات نفسانى » « 3 » بوده ، نوشته شده است . مؤلف سعى كرده است كه اثرش « مطولى ممل و مختصرى مخل » نباشد . « 4 » . چنان كه در پاورقيها نشان داده‌ايم ، مؤلف در تنظيم مطالب فصول اوليهء كتاب ، گاهى نگاهى به حبيب السير مىكرده است . اما خود ادعا كرده كه « آنچه در خاطر بود مرقوم نموده » « 5 » . بر اثر همين اتكاء به حافظه است كه اشتباهاتى در مطالب اواسط كتاب در مورد نامهاى سلاطين و سالهاى حكمروائى ايشان پيدا شده است كه ما به پاره‌اى از آنها در قسمت « تعليقات و تصحيحات » اشاره كرده‌ايم . شايد ادعاى ملا شيخعلى را در مورد فصول آخر كتاب بتوان پذيرفت . در اين قسمت كتاب آشفتگى و درهم‌آميختگى زياد ديده مىشود و گاهى عبارات و جملات آن نارسا و نامفهوم است . اين خود دليلى تواند بود بر اينكه « من نعمّره ننكّسه » . با اينهمه در اين قسمت از كتاب شرح رويدادهائى آمده است كه در هيچيك از كتب تاريخى اين دوره نيست . در تاريخ مازندران مطالبى دربارهء خلقت عالم و آدم ، فهرستى از نامهاى سلاطين ايران و حكمرانان طبرستان و دوران حكومت ايشان و ذكرى از خاندانهاى قديمى مازندران در دوران شاه عباس ديده مىشود . گذشته از اينها ضمن خواندن

--> ( 1 ) - تاريخ مازندران ص 97 . ( 2 ) - همين كتاب ص 91 . ( 3 ) - ( 4 ) - ( 5 ) - تاريخ مازندران ص 5 .